close
متخصص ارتودنسی
اخبار روز
پايگاه خبري تحليلي فانوس آنلاين
دوشنبه 09 فروردين 1395 8:6
6 عامل اصلی ورشکستگی تلویزیون

مطمئنا درباره ورشکستگی صدا و سیما شنیده اید اما می دانید دلیل این ورشکستگی چیست؟ با ما همراه شده تا با علل ورشکستگی تلویزیون آشنا شوید.

چرا صدا و سیما ورشکست شد؟

معاون سیما در حالی زنگ خطر را برای آینده بحرانی صدا و سیم به صدا درآورده که بخش عمده ای از مشکلات به عدم مدیریت صحیح در برنامه سازی و اداره تلویزیون باز می گردد. شش دلیل مهم این ورشکستگی را بررسی می کنیم.

حجیم سازی سازمانی

چطور تلویزیون حجیم شد؟ در ادامه توضیح خواهیم داد که شعار ابتدایی رییس صدا و سیما درباره چابک سازی چه بود. ابتدا به اصل موضوع یعنی دو اتفاق که برخلاف شعار محمد سرافراز است، می پردازیم.

نخستین و عجیب ترین تصمیم او راه اندازی مرز گسترش فیلمنامه نویسی است. خود او پیش از این تمرکز تولیدات نمایشی را از گروه های فیلم و سریال شبکه ها گرفته بود و مسئولیت بررسی کیفیت تولیدات را به اداره کل نمایش سیما سپرده بود. در چنین شرایطی تاسیس مرکز گسترش فیلمنامه نویسی عجیب است، به ویژه آن که دیری نپایید که معلوم شد این مرکز وارد مقوله تولید هم می شود و وظیفه اش فراتر از آنالیز فیلمنامه است؛ بماند که «غیرعلنی» به عنوان نخستین گروه خروجی این مرکز چندان نمره قبولی نمی گیرد. حال تلویزیون رسما هم اداره نمایش سیما دارد و هم مرکز گسترش فیلمنامه نویسی که هر دو یک کار می کنند! راه اندازی شبکه تهران دومین حجم سازی تلویزیون است. در شرایط مالی کنونی چه ضرورتی به این شبکه احساس می شود، به ویژه آن که همه شبکه ها به نوعی شبکه پایتخت هستند.


ایده آل چه بود؟ سرافراز از روزی که بر صندلی صدا و سیما نشست مدام روی یک اصطلاح تاکید می کرد: «چابک سازی». اعتقاد داشت صدا و سیما زیادی فربه شده و باید برای رسیدن به ایده آل از زوائد دست و پاگیر دوری کرد.

رییس صدا و سیما چه کرد؟ اقدامات مهم محمد سرافراز برای رسیدن به صدا و سیمایی چابک، خیلی زود در ادغام چند شبکه رادیویی و تلویزیونی و نیز تعطیلی چند برنامه نمود پیدا کرد. شبکه تماشا از بین رفت و مسئولیتش در شبکه نمایش تعریف شد.


تولیدات بی کیفیت نمایشی

قضیه از چه قرار است: مدیران جدید تلویزیون که از ابتدای حضور در این عرصه اعلام کرده بودند که کیفیت تولیدات برایشان اهمیت زیادی دارد و حاضر نیستند هر محصولی را با هر کیفیتی روی آنتن بفرستند، زمانی که پای عمل به میان آمد، حساسیت زیادی روی کیفیت سریال های تلویزیونی نشان ندادند. در یک سال اخیر، سریال هایی تولید شد و روی آنتن رفت که به لحاظ کیفی چندان قابل توجه نبودند. درواقع در این اوضاع ورشکستگی تلویزیون، به جای اینکه مدیران توجه بیشتری روی درجه کیفی محصولات داشته باشند، برای آثاری هزینه کردند که ارزش این هزینه کردن ها را نداشت.

بی کیفیت ها کدامند: از این دست سریال های سطح پایین امسال کم نداشتیم. تلویزیون بعد از شکست عجیب پروژه «زمانی برای عاشقی»، در این اوضاع بی پولی برای سریالی مثل «تنهایی لیلا» هزینه کرد؛ سریالی که بیشتر شبیه آثار دهه هفتاد تلویزیون بود و همان زمان پخش، با انتقادهای زیادی رو به رو شد. یا سریال هایی مثل «غیرعلنی» که در مدت زمانی بسیار کوتاه برای انتخابات تولید شدند و غیر از صرف پول، اثر دیگری نداشتند.

مورد ویژه: درست است که مهران مدیری، بزرگترین کمدین تلویزیون است و تا به حال هیچ کارگردانی نتوانسته همپای او حرکت کند اما تعارف که نداریم، «در حاشیه 2» مدیری به لحاظ کیفیت، از سریال های معمولی و دم دستی تلویزیون هم یک پله پایین تر بود. درست است که فصل اول «در حاشیه» با اعتراض های زیادی رو به رو شد و «در حاشیه 2» عملا با محدودیت های زیادی ساخته شد اما این باعث نمی شود که مدیری، صرفا برای اینکه با تلویزیون قرارداد بسته، با هر درجه کیفی سریال بسازد.


برنامه های بیهوده

چرا بی خودند؟ یک سری برنامه هستند که کلا معلوم نیست چرا تولید می شوند. تلویزیون برای تولید، ضبط، اجرا و خلاصه به ثمر رسیدن آنها هزینه می کند اما عملا به مخاطب خاصی دارند و نه کیفیتشان راضی کننده است. جالب اینجاست که تلویزیون اصرار زیادی دارد که حتما پخش آنها را ادامه دهد.

بی خودهای ادامه دار: برنامه ای مثل «ورزش و مردم»، شاید سال ها قبل و در نبود برنامه های ورزشی اثرگذار، قابل توجه به نظر می رسید اما الان سال هاست که این برنامه نه موجی ایجاد می کند و نه مخاطب آنچنانی دارد. هر هفته سر ساعت معین پخش می شود و می رود تا هفته بعد. از این دست برنامه ها در تلویزیون کم نداریم برنامه «زنده باد زندگی» مدتهاست هر شب از شبکه دو پخش می شود اما کمترین توجهی به آن نمی شود. یا سری برنامه های نقد شبکه چهار که اگر ماجرای فروغ فرخزاد پیش نمی آمد، عملا دیده نمی شد. برنامه های دیگری هم هستند که به طور مدام روی آنتن اند و اثر خاصی ندارند؛ مثل «کرسی»، «جمعه تعطیل نیست»، «خوبی از خودتونه» و...

بی خودهای جدید: بعضی از برنامه ها هم هستند که واقعا آدم از انتخابشان توسط یک شبکه غافلگیر می شود. مثل ویژه برنامه دهه فجر شبکه نسیم. درواقع تلویزیون با دست خودش حجم مشخصی از پول را می ریزد دور. «ده شب» به تهیه کنندگی و اجرای یوسف صیادی، حتی از برنامه های درجه پایین دهه های شصت و هفتاد تلویزیون هم سطحی تر بود اما تلویزیون آنتن اش را در ده شب به آن اختصاص داد. از طرف دیگر برنامه ای مثل «شکر آباد» که در فصل اول، هیچ موفقیتی نداشت، مجددا با هزینه تلویزیون مجال تولید پیدا می کند.


عدم مدیریت شبکه ها

چه تغییری کردند؟ در راستای چابک سازی تلویزیون، تماشا از بین رفت و در دل نمایش گنجانده شد. شبکه تهران هم به شبکه پنج تغییر نام داد که چندی پیش بار دیگر سر و کله آن پیدا شده.

چه وظیفه ای پیدا کردند؟ در دوران محمد سرافراز برای هر شبکه کارکردی دوباره تعریف شد: شبکه یک ملی و عمومی، شبکه دو اجتماعی، شبکه سه تخصصی برای ورزش، مسابقات و سرگرمی، شبکه چهار علمی، فرهنگی و هنری و شبکه پنج اقتصادی. نام پویا هم به کودک تغییر یافت.

هدف چه بود؟ مدیریت صدا و سیما سعی کرد با بازتعریف شبکه ها تا می تواند به تخصص گرایی نزدیک شود و جلو موازی کاری ها را بگیرد.

چرا به هدف شان نرسیدند؟ پیش از آنالیز گذری کارنامه شبکه ها، به سخنان علی اصغر پورمحمدی رجوع می کنیم. معاون سیما هفته پیش گفت که شبکه مستند در شبکه ای دیگر ادغام می شود. همین جا سوالی پیش می آید و اینکه چرا از ابتدا که شور چابک سازی همه گیر شده بود، این اتفاق رخ نداد؟ وانگهی شبکه ها در تعریف جدید خروجی ای که باید ندارند. شبکه پنج چه تحولی در اقتصاد خرد و کلان ایجاد کرده؟ با وجود شبکه بازار لازم بود پنج اقتصادی شود؟

شبکه سه که کما فی السابق تمرکزش را بر پخش فوتبال گذاشته، شبکه پویا از رونق افتاده و فقط اسمش به کودک تغییر یافته. تازه همان چند برنامه که در گروه کودک شبکه ها (عمو پورنگ، کلاه قرمزی) تعطیل شده اند. شبکه چهار هم مثل سابق ناشناخته و مهجور باقی ماند. این مرور کلی نشان می دهد که با تغییر نام و تعریف های جدید شبکه ها، مطلوب حاصل نمی شود.


معمای شاه

کی شروع شد؟ ماجرای «معمای شاه» با موارد دیگر که در این گزارش به آنها اشاره کرده ایم تفاوت دارد. این سریال متعلق به مدیریت قبل تلویزیون است است که سال 1391 وارد تصویربرداری شد و امسال به آنتن رسید. با این حال مدیران جدید به خاطر عدم مدیریت سریال مقصر هستند؛ چرایی اش در انتهای گزارش آمده است.

در چه مرحله ای است؟ شاید شما هم جزو کسانی باشید که گمان می کنند پرونده «معمای شاه» بسته شده. نه این طور نیست و هنوز تصویربرداری این سریال ادامه دارد و گفته می شود تا یک سال و نیم دیگر ادامه دارد!

برآورد هزینه: علی لدنی تهیه کننده سریال «معمای شاه» از رقم بیست میلیارد تومانی تولید آن گفته ولی در اخبار غیررسمی تا دو برابر این مبلغ دیده می شود. با توجه به تداوم تصویربرداری افزایش این رقم طبیعی است.

چرا مدیران مقصرند؟ کیفیت پایین «معمای شاه» خیلی زود مورد اعتراض واقع شد و نتیجه آن که مخاطبانش به شدت ریزش کردند. همین برای صدا و سیما یک شکست است و طبیعی است که برای تزریق بودجه به آن مکدر باشند. با این حال شنیده می شود سازندگان سریال، «معمای شاه» را براساس ترتیب رویداد تاریخی ضبط نکرده اند تا تلویزیون بتواند آن را فازبندی کند و مثلا بگوید تا سال 50 را پخش می کنیم و بعد ادامه اش را به عنوان فاز بعدی سریال بسازید. این شیوه تصویربرداری الزام کار بوده یا تمهید سازندگان برای به دام انداختن تلویزیون، نمی دانیم! مدیران به این خاطر مقصرند که جسارت تغییر کارگردان یا وارد کردن تیم کمکی برای جمع کردن سریال ندارند. حداقلش این است که برای پایان تولید آن زمان مشخص کنند.

موازی کاریقضیه چیست؟ یکسری از برنامه ها هستند که دقیقا شبیه یکسری برنامه دیگرند. یعنی تلویزیون دو سه تا برنامه همزان روی آنتن می فرستد که وجود یک شان کلا کافی است. یعنی با وجود برنامه اول، عملا لزومی به پخش برنامه دوم وجود ندارد اما تلویزیون همچنان اصرار دارد که هر دو سه تا برنامه را همزمان روی آنتن بفرستد.

موازی ها کدامند؟ همه می دانیم که در حوزه سینما، برنامه «هفت»، کاملترین برنامه روی آنتن است و طبیعتا تمام اتفاق هایی که باید در یک برنامه تخصصی سینما بیفتد در آن وجود دارد. از نقد و بررسی فیلم گرفته تا مصاحبه با عوامل فیلم های روی اکران و مرور اخبار مهم سینما در طول هفته و...

بنابراین چه لزومی دارد که برنامه ای مثل «سینمای ایران» به صورت موازی پخش شود؟ یک کارگردان پنجشنبه شب به این برنامه بیاید و جمع شد برود برنامه شبکه سه و حرف هایی دقیقا مشابه بزند. مشکل فقط برنامه های سینمایی مشابه نیست. الان شبکه نسیم، در برنامه «شب کوک» رقابت موسیقی برگزار می کند. چند داور می نشینند و به شیوه آکادمی های معروف، شرکت کننده ها را ارزیابی می کنند. همزمان برنامه «سه شو» شبکه سه هم عینا همین کار را انجام می دهد. مگر تلویزیون چند تا برنامه یک شکل می خواهد؟ یا برنامه «نود» به اندازه کافی در حوزه فوتبال اثرگذار است چرا باید «شب های فوتبالی»، عینا مشابه آن را روی آنتن برود؟

ضرر مالی موازی ها: درست است که بعضی از این برنامه ها، خودشان خرج خودشان را در می آورند و اسپانسرهای مخصوص دارند اما بیشتر آنها چنین ویژگی هایی ندارند. یعنی تلویزیون باید برای هر دو برنامه مشابه هزینه کند.

منبع : روزنامه هفت صبح


برچسپ : , , ,

امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در  فيس بوک اشتراک گذاري در افسران | چاپ | نظرات خود را در ذيل مطلب بيان فرماييد

ارسال دیدگاه 1
    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
کلیه ی حقوق مادی و معنوی محفوظ می باشد.
Copyright © 1395 fanoosonline, All rights reserved